رشت- درمانگاه امام سجاد (ع) دیگر وجود ندارد؛ در دل آتش رشت، امید مردم برای درمان به خاکستر تبدیل شد چه کسی میداند چرا باید این پناهگاه از دست میرفت؟
خبرگزاری مهر، گروه استان ها- فاطمه صفری: رشت، شب جمعه بیمارستان پر بود از انسان هایی که در نتیجه خشونت ها و تصادفات به اینجا کشیده شده بودند. پسر جوانی با بدنی ورزیده که بازویش به شدت آسیب دیده بود و به سختی راه میرفت، دختری که ساچمهای به چشمش خورده بود، پدری که قمه زده بودندش و پایش به زور به بدنش وصل بود و در دل شب، آخرین بیمار جمعه شب را آوردند: مردی سی و هفت، هشت ساله که با درد شدید روی تخت بیمارستان افتاده بود. از پشت کمرش تیر خورده بود.
احتمال میدادیم که کلیهاش آسیب دیده باشد. خودش میگفت: راننده اسنپ بودم، مسافرم رو پیاده کردم، رفتم دور بزنم، تیر خوردم.
گفته هایش شاید درست باشد یا نه، اما برای ما مهم نبود. وقتی در خط مقدم درمان هستی، دیگر فرق نمیکند که بیمار دروغ میگوید یا نه. آنچه مهم است این است که باید برایش دویده و به هر قیمتی که شده، دردش را تسکین دهی.
اما آن شب، دلم دیگر توان نداشت. روی تخت بیمارستان ولو شدم. تلویزیون تصویر خرابی های رشت را نشان میداد. انگار غزه بود. غصه رشت، زیبایی از دست رفتهاش و مردمش دلم را فشرد و در همین لحظه، خبری تلخ به گوشم خورد که مرا از جا پراند: «درمانگاه امام سجاد علیهالسلام» سوخته است. درمانگاهی که دو سال از عمرم را در آن گذرانده بودم، حالا به خاکستر تبدیل شده بود.
باورم نمیشد. مگر میشد درمانگاهی که برای مردم اینقدر مهم بود، به این روز بیافتد!؟ شروع کردم به تماس گرفتن با مسئول بخش، اما هیچ پاسخی نمیداد.
دل توی دلم نبود. رفتم سراغ همکارانم. خبر هم راست بود و هم تلخ. درمانگاه امام سجاد، دیگر وجود نداشت. سوخته بود.
یاد پسرجوانی افتادم که هیچ وقت توان پرداخت هزینه درمانش را نداشت. او را به طبقه چهار راهنمایی کرده بودیم. وقتی برگشت، برق شادی در چشمانش بود. اشک در چشمانم جمع شد. یاد پدر و مادرهایی افتادم که حتی اگر پول نداشتند، خم به ابرو نمیآوردند. یاد مادر شهیدی افتادم که هیچکسی از او نگهداری نمیکرد. پسرهایش او را ول کرده بودند.
یاد مدیر درمانگاه افتادم که همیشه میگفت: اگر کسی پول ندارد، نگران نباشد. درمان رو چشم ماست.
صبح روز بعد، مسئول بخش به من پیام داد: فاطمه نمیدونی چی شده اینجا. مرضیه سوخته. دیگه هیچی ازش نمونده بود…
دلم برای لحظههایی که مرضیه در آتش میسوخت، سوخت وقتی این متن رو مینوشتم، زهرا پیام داد: فاطمه، فیزیوتراپی جایی میشناسی که ارزون باشه و کارشون خوب باشه؟ جواب دادم: تنها گزینه پیشنهادی من امام سجاد (ع) بود که اون هم سوخت.
کد خبر 6730479
-
روایت شهادت یک پرستار توسط تروریستها در رشت؛ «مرضیه» عاشق خدمت بود
-
آخرین ایستاده با روپوش سفید!
-
روایت شهادت یک پرستار به دست تروریستهای آشوبگر+ فیلم
-
چالش سازمان لیگ با تیم ملی بسکتبال بر سر پایان نیم فصل لیگ برتر
-
تمرکز تیم ملی وزنهبرداری روی قهرمانی آسیاست/ رکوردگیری مشخص نیست
-
هوای اصفهان در وضعیت سالم؛ کردآباد در وضعیت قرمز ثبت شد
-
بسته شدن پرونده کوهنورد مفقود شده ایران/ صعود خارج از فصل جان گرفت
-
تغییر احتمالی در شیوه پلیاف لیگ بسکتبال/ دیدارها متمرکز نمیشوند
-
قطع گاز مدارس در روزهای تعطیلی؛پیامد ناهماهنگی در مدیریت انرژی و آموزش
-
بردهای پرسپولیس باید ثبات پیدا کند/ نبوغ یک بازیکن گاهی سرنوشت ساز است
-
حوالی سحر؛ روایت درمانگاهی که خاکستر شد
-
از «اسبهای طاعون» تا «یک تن» در چهارمین روز «تئاتر فجر ۴۴»
-
تصاویر نصب پارچه نوشته های متناسب با اعیاد شعبانیه در حرم امام علی(ع)
-
دروغ اینترنشنال برملا شد!+ فیلم
-
مینیاپولیس آمریکا بار دیگر به منطقه جنگی تبدیل شد
-
هشدار مقام ایرانی به دشمنان: با تمام قدرت به هرگونه تجاوز پاسخ میدهیم
-
لیدر اغتشاشات تهران در طالقان دستگیر شد
-
جمهوری اسلامی و حاکمیت قرآن، آرزوی تاریخی امام سجاد(ع) بود
-
اعلام رسمی نامزدی «نوری المالکی» برای نخستوزیری عراق
-
ورود سامانه بارشی جدید به استانهای غربی کشور از روز چهارشنبه
-
روایتی از یک نبرد نامتقارن و توطئه شکستخورده
-
سرمربی تیم فوتبال آلومینیوم تا اطلاع ثانوی محروم شد
-
لرستان یکشنبه تعطیل نیست؛ فعالیت مدارس طبق روال عادی
-
روزنامههای ورزشی شنبه چهارم بهمن ۱۴۰۴
-
روزنامههای اقتصادی شنبه چهارم بهمن ۱۴۰۴
-
روزنامههای صبح شنبه چهارم بهمن ۱۴۰۴
- خرید هاست وردپرس
- باربری اسباب کشی تهران
- دوره آیلتس
- پخش عمده موبایل مشهد
- تعمیر کامپیوتر تهران
- ایمپلنت دندان
- استعلام شرکت با کد ملی
- آلپاری
- فروش خودرو کارکرده
- خرید دستگاه تصفیه آب
- خرید دام زنده
- مهرینو
- تهران تایمز
- روزنامه آگاه

















